امروز توسط یکی از دوستان وبلاگی(بهاره) به یه بازیه وبلاگی دعوت شدم.بازی اینجوریه که باید بنویسی اگه نامرئی بودی چیکار میکردی؟!
اگه نامرئی بودم راه میفتادم تو کوچه خیابون هی به ملت کرم می ریختم! راه میفتادم دنبال دوست دختر دوست پسرا دست یکیو میگرفتم میزدم تو سر اون یکی با هم دعواشون شه بهشون بخندم!!!
شاید شب میرفتم خونه ی ا.ن شیر گازو باز میکردم که تا صبح خفه شه دور هم لذت ببریم...آخ داشت یادم میرفت اول این کارو برا خونه ی ره.بر انجام میدم!
اگه نامرئی بودم می رفتم بازیگر فیلمای اکشن و جنگی میشدم حال میکردم واسه خودم!!(شاید غیر هم کلاسی هام کسی متوجه نشه!)
اگه نامرئی بودم بعد از یه ماه عشق و حال٬دعا میکردم که مرئی شم آخه وقتی نامرئی باشی نمیتونی با کسی رفیق شی و تنهایی و بدون رفیقا هم که زندگی اصلا حال نمیده...
سلام من دانشگاهم تموم شده آیا. مدتیه وبلاگم با مشکل روبرو شده نمی تونم مطلب اضافه کنم. خوشحالم بهم سرمی زنی
با سلام
با علیک سلام!!
اون تیکه رو که میری خونه ره.بر...
باهات پایه ام اساسی
.ولی میخوای یه دکتر برو حالت واقعا بده!
برا چی فکر میکنی حالم بده؟!
تا حالا بهش فکر نکردم!!!
مگه تو خودت ناموس نداری؟؟؟
ولی این کرم ریختن ها رو باهات موافقم اساسی!!!اصلا بگو کی میخوای نامرئی شی تا منم نامرئی شم با هم بریم!!به بروبچ خودمون هم میگیم بیان تا بیشتر حال بده!!!
ولی اونوقتی که میخوای دست یکیشون رو بگیری دست پسره رو بگیر!!
ولی اون کارا رو بیخیال شو(بازکردن گاز رو میگم)!!!بابایی مگه از جونت سیر شدی؟؟؟یه دفعه سربازای گمنام امام زمان(صلوات رو بلند بفرست)شناساییت میکنن و آبرومون میره!!!خودت به درک خانوادت رو چوب میکنن تو ک..شون!!!(مگه من چه گناهی کردم که بابای تو شدم؟؟)
فیلم اکشن که حال نمیده بدبخت اصل حال فیلم جنگیه!!!(ولی اینجوری نامرئی باشیم بیشتر هم حال میده یارو نمیفهمه از کی و کجا تپانچه یا کلت شلیک میکنه)
یه ماه کمه شاسگول بذار حداقل دیگه یک ماه و نیم این کارا رو انجام بدیم بعد از اون دیگه از شنبه ش مرئی شیم!!!
محمدرضا این کارا رو بیخیال بعد از اینا بریم چوب تو ک..مصلح کنیم(راستی دیروز مدرسه بودم میگفتن مصلح رو انداختن بیرون یک حالی کردم),این دومنک(مربی ک..چفت فرانسه)رو همراه با پله ی اسگل بگیریم ببیبیم!!!
با ددی موافقم.یک ماه کمه.میدونم اینقدر بهت خوش میگذره که به سال میکشه.شاید هم نه.نمیدونم ولی به هر حال بازی را جالب انجام دادی.لیاقتشو داری که هر از چندگاهی دعوتت کنم.فعلا...
مرسی...
سلام.ممنون که دعوتم کردی.ولی فردا میریم ولایت، فعلا نمیتونم بنویسم!!
در ضمن شما خیلی بی جا میکنی بازیگر فیلم های جنگی میشی، شرایط میخواد عزیزم!!!
فعلا...
بازم "r" نذاشتم!!
نامرئی بودن!ایده ی جالبیه.
اگه اتفاق بیفته خیلی خوب میشه.می تونی براحتی همه جا بری و ........(خیلی کارای دیگه انجام بدی)ولی حیف که نمیشه
اووووووووووووووووه
چه ایده ی قشنگی
ولی می دونی چیه ؟ حال این که این کارا رو همین جوری انجام بدی بیشتره . مخصوصا اون شیر گاز
وای چه مزه ای میده!!!!
ولی نمیشه که !
من اول یه بانک میزدم بعد میرفتم سراغ ر.ه
آپم به تو هم هیچ ربطی نداره
ببخشیدا ولی کرم ریختناتو در راه درست پرورش بده.به زوج های خوشبخت چیکار داری؟
من به خوشبختاش کار ندارم!اونایی که به درد هم نمیخورن رو این کارو میکنم که بدبخت نشن!من به فکر خودشونم...ضمنا این حرفا همه یه خیاله و من عمرا نمیتونم همچین کاری بکنم.میتونم؟!؟!؟
من که دوست ندارم نامرئی شم ،
من {مرئی} هستم ، دوست دارم که {مرئی} باشم !!!
( آیا این واقعا من هستم ؟ (فرید؟))
تو چرا دچار خودزنی شدی؟!
من سوار هواپیما میشدم میرفتم انگلیس... بعد میرفتم پیش جرارد... شاید هم یه بار تو خونه جرارد دور هم یه دست فیلم جنگی هم بازی میکردیم...(البته shotgun دست منه ها...)
ولی من همیشه به این موضوع فکر میکردم...
ایده های دیگه هم مثل این زیاد هست... مثلا اینکه با سینا میرفتیم آفریقا جنوبی...
ولی در کل خیلی حال میداد اگه نامریی بودیم... با کمال پررویی میرفتم تو زندگی شخصی مردم سرک میکشیدم...
فکر کنم اکثر پسرا وقتی نامریی بشن یه فکر میاد تو کله شون...
خیلی نامردی منو نمیبردی آفریقا؟!برو گمشو اصلا دیگه نه من نه تو!!
شات گانت تو دستته؟؟؟


یعنی چه جوری میشه که شات گان آدم تو دستش باشه؟؟؟
ولی با خود جرارد که نمیتونی فیلم جنگی بازی کنی چون خیلی زشته!!!میمونه خانواده ی جرارد که مگه تو آخر وعاقبت ((جان تری)) رو ندیدی و عبرت نگرفتی که آدم با دوست و رفیق خودش این کارا رو انجام نمیده؟؟؟
فقط یه راه میمونه اونم اینکه یکی دیگه از بیرون بیارید و با شات گانت کارشو بسازی!!!
راستی تو غلط میکنی که میخوای فیلم جنگی بازی کنی!!هنوز ماجرای اون زن ژاپنیه تموم نشده میخوای یه ماجرای دیگه رو راه بندازی؟؟؟
ایده هات جالبه!
ولی من اول یه سری خورده حساب با معلمام می کردم!
راستی آپم
سلام...ایول خیلی ایده ی جالبیه...کارای خوبی هم میکنی خوشم اومد...من اگه نامرئی بودم انچنان میخوابوندم تو گوش ا.ی ف.م که حال کنن و......

)
کلا کاره جالبیه ....موفق باشی ...نامرئی شدی به ماهم خبربده همگی با هم دسته جمعی نامرئی شیم....(به بابا ی بند خدا که در نهایت تفاهم پرت میشه از خونه بیرون سلام برسون
آپیم سر بزن
بازم آپم!
انگار یه روزی لینکات گودری بودند.فکر نمیکنی اون روش بهتر باشه؟
چرا بهتره ایشالا درستش میکنم هر وقت حالشو داشتم!!
آپم.
خوب که نامرئی نمیشی و گرنه ...
ددی یه کم کلی تر...! آبرو مونو (آخ جون آبرو هم دارم...
) بردی دیگه...!
راستی محمد مگه من بهت نگفتم بریم انگلیس؟؟؟ چه جوابی دادی؟؟؟
.... دقیقا همینو گفتی دیگه...
من میخوام بمونم تو ایران درس بخونم به کشورم کمک کنم...
من هم گفتم شاید آفریقا هم نیای... راستی دعای بدخواهان محمد گرفت... محمد برای یک ماه خانه نشین شد... تاندون هاش به fukc رفتن...
اللللللهی که خیر نبینن... بترکه چشم حسودایی که چشم دیدن موفقیت داداشمو ندارن...
الهی بمیره هرکسی که پسر من رو نفرین کرده!!!
تاندون های پاش به عزاش بشینن!!!
آخه کی میخواد محمدرضا رو چشم بزنه؟؟حالا مگه چه گهی بوده که بهش حسودی کردن و چشش زدن؟؟؟اصلا ارزشش رو داره که محمدرضا رو یکی بخواد چشم بزنه؟؟؟
جا قحطی بوده که تاندون هات به fuckرفته؟؟؟؟
لااقل یه رباط صلیبی یا یه همچین جا های با کلاسی از بدنت به fuck میرفت یه چیزی!!!
دفعه بعد خواستی یه ماه خونه نشین بشی رباط صلیبی بترکون خیلی حال میده!!!
راستی منم یادمه محمدرضا اون موقعی که هادی بهت پیشنهاد داد از این حرفای حال به هم زن زدی,هادی هم بیخیال شد!!!!منم گفتم بیایید بریم آمریکا ,کانادا یا بریم استرالیا( گوسفند اندازه اسب تولید کنیم)هادی شاسگول گفت فقط انگلیس!!!
سلام هادی خان ببخشیدا اقای با سواد fuck این طوریه نه fukc این طوری


حالا هادی خواست مراعات جمع رو بکنه...
مرسده باز ولت کردما!البته الان باهات قهرم
آقای محمدرضا اصلا هیچی ولش کن.
من نگرفته بودمش که بخوام ولش کنم!
من کی گفتم تو گرفتیش؟با مرسده حرف زدم.خواهشا جواب نده که اصلا اعصاب ندارم.من هر روز سر میزنم تو چی؟
تقریبا...یه روز در میون
اگه منظورت جمله ی آخره که میخواستم یه چیزی بهت بگم گفتم بی خیال ولش کن.
ایشالا زودتر تاندومات خوب شه عمویی !!!
آپم ...
دروغ می گی
تنها دلیلی که باعث می شه تو این کار ها رو الآن انجام ندی ، ترسه !! وقتی هم که نامرئی بشی ترست نامرئی نمی شه پس حتی اگه نامرئی هم بشی باز این کار ها رو انجام نمی دی
آپم !!
جدی راست میگی؟؟؟( مرسده)
محض اطلاع بایستی بگم همیشه یه مدل دیگه مینویسم...
اگه وب داش سجی رفته بوده باشی... می دیده بودی که یه بار fkuc نوشته بودم...
ok???
تصاویری که هرگز پخش نشد !
.
.
darham2010.blogsky.com