میگم یادش بخیر... یه مدت تا دسته کرده بودیم تو وبلاگ، اونم اساسی...!
فیسبوک اومد کشیدمون بیرون!
اون موقع حس میکنم بیشتر خوش میگذشت...
الآن خیلی مزخرف شده زندگی... همه ش بخاطر درس و مدرسه س!
خوبیش اینه که حداکثر دیگه تا چند ماه دیگه که شرایط سخت شد یا 2012 میشه بگا میریم و یا اگه چیزی نشد، خودم همه رو میکشم! هر کی دوسش داشته باشم رو هم با خودم میبرم...!
به به سلام آقا هادی مودب ....

میبینم که هنوز سخت داری به ادب و معرفت پایبندی نشون میدی ...
خوش برگشتی .... اتفاقا همین دیروز امدم اینجا دیدم هنوز پست جدیدی نذاشتین .... گفتم پس اینا کی میخوان آپدیت شن .....
اون موقع ها زندگی آسون تر بود,سرمون تو لاک خودمون بود و بیشتر خوش میگذشت,اما الان زندگی تا دسته کرده ول کنمون هم نیس....

با این شرایط مزخرف منم خیلی دوس دارم 2012 اون اتفاقای مسخره بیفته اما اگه نمردیم خدا کنه یه اتفاق تپل بیفته و ایندفه ما تا دسته بکنیم تو زندگی!!!
نکته ی آخرم اینکه حتی تو اون شرایط که همه رو میکشی هم من باهاتم!!!!
جواد دهنتو! ترکیدم از خنده!
جان ؟
حالا اینارو ولش
بیا هفت سنگ بازی وبلاگی داریم
من اولین نفر داوطلبم منو بکش !
یادش بخیر قدیما اینجا چقد شلوغ پلوغ بود !!
آره واقعا یادش بخیر ...
دلت پره هاااااا
دلم پر نیست... حال ندارم! ینی در واقع اعصاب ندارم! فکر کنم اصلا همون دلم پره!!!
واقعا یادش بخیر...
حالا اینقدر زندگیمون افتضاح شده که نمیشه حتی بهش شاشید.
...
اصلا خودتم فهمیدی چی گفتی ؟!!!
خود درگیری ... !!!
فک کنم همه ی مواردی که گفتی